....خدا......
شده تاحالا ی نشونه ی رنگ آشنای حرف آشناباعث شه ی لحظه حتی نفس نکشین پاییزباهمه آذرماهش سرماباهمه لرزش وایرانسل!!! خدای من عالیه ک عین دیوونه هاوسط خنده گریه میگیره ایرانسل فروشی!!ی شغل شریف!! ی خیابون ..ی مغازه..ی.... ی دل ک دیگه نیست ک دیگه نمیزنه ک فقط ب یه خوشبختی دلخوشه ک منتظره ی خبره ..خیرخوشبختی اون یه نفر خدایا اگه تاآخرعمرمم مجبورم کنی ک همش التماست کنم تا اون خبروبشنوم ب خدایی خودت خسته نمیشم ..فقط اون تنهاست اون ...دیرمیشه .خدامیبینی که ب هیچی اعتراضی نمیکنم حتی دردهامم ب کسی نمیگم خب فقط همین یه جوابوبهم بده ...
ادامه مطلب